تبليغاتX
پشت ابر ها هم زندگی جاری است. - معرفی کتاب های مفید برای یاد گیری داستان نویسی 2

دوشنبه دوازدهم اسفند 1387

معرفی کتاب های مفید برای یاد گیری داستان نویسی 2

زاویه دید " دانای کل نا محدود" یکی از قدیمیترین زاویه برای نقل یک داستان است که هم در نوشتن "رمان" وهم در"داستان کوتاه " به کار گرفته می شود. در این زاویه ی دید ، نویسنده مانند یک کار گردان فیلم، از چندین نقطه به ماجرا نگاه می کند. چطور یک کارگردان چند دوربین در چند نقطه می کارد تا زوایای مختلف صحنه را نشان دهد، راوی دارای زاویه دید "دانای کل نامحدود" نیز به همه ی زوایای یک گزارش احاطه دارد.  همه  چیز را در مورد یک شخصیت یا بطور کلی تمام شخصیتها می داند. درون اورا بر ملا می کند ؛ آرزوها، حسرت ها، عقده ها، و...اورا بیان می کند . راوی دانای کل نامحدود همه ی صدا هارا می شنود، در گذشته چه کسی چه کار کرده را می داند." ممولا" زمانی از این زاویه دید استفاده می شود که نویسنده بخواهدعلاوه برماجراهایی که در دنیای بیرون در جریان است،درونیات آدم های داستان راهم باز گو کند ، ویااین که،داستان چند شاخه است ، شاخه ای در این گوشه،با ماجراهای خاص و شاخه هایی در جاهای دیگر و ماجراهای دیگر، ولازم است کسی بر همه ی این شاخه ها و این آدم ها اشراف داشته باشدو بتواند با توجه به پیرنگ داستان در لحظات مناسب به سراغ هر یک از این شاخه ها برود و داستان را گزارش کند."از کتاب داستان، گام به گام/ حسین فتاحی"

  برای مطالعه این  داستان ها پیشنهاد می شود:

  پل معلق- محمد رضا بایرامی

  عشق سال های جنگ - حسین فتاحی

  عروج -ناصر ایرانی

 دو شنبه های آبی ماه-محمد رضا کاتب

 سایه ی ملخ -محمد رضا بایرامی

 جنگ روی تپه - ارنست همینگوی

پلا نارین ها - سلیمان کرمی

    زاویه ی دید " دانای کل محدود یا سوم شخص مفرد" هم تا حدودی شبیه دانای کل نا محدود است ؛ منتها در این زاویه،محدودیتی وجود دارد.دیگر آن دوربین های همه چیز دان وهمه جا بین وجود ندارد.در این زاویه ، دید نویسنده محدود می شود به حد دیدو توانایی یکی از افراد داستان ،یا محدود می شود به مکانی که یکی از افراد داستان در آن جا حضور دارد ... افق دید نویسنده درست به اندازه افق دید این شخص محوری است ؛ " داستان یک انسان واقعی"با این زاویه دید نوشته شده است ." پیر مرد بر سر پل "نیز با همین شیوه روایت شده است.

 برای مطالعه این کتاب ها پیشنهاد می شود:

 سفر به گرای ۲۷۰ درج- احمد دهقان

 آواز نیمه شب - داوود غفار زادگان

 گذر از رنج ها - الکسی تولستوی

 پری رو - سید حسن مر تضوی کیاسری

باغ تلو - مجید قیصری

    در اینجا نقد کوتاه یک داستان زیبا آورده می شود:

 

یادداشتی بر داستان My sister’s keeper

By ماهی

“آنا“ دختر سیزده ساله ای است که از دادگاه حق تصمیم گیری در مورد بدنش را تقاضا کرده است. او بین عشق به خواهرش که سرطان دارد، احساس مسئولیت در برابر خانواده ای که در آستانه فروپاشی است و خودش با همه احساسات نادیده گرفته شده اش ،پاره پاره شده است.

مادر آنا بعد از اینکه دخترش کیت به سرطان خون مبتلا میشود، هدف زندگی اش را بر نجات دخترش متمرکر می کند و وقتی که دکترها پیشنهاد می دهند که برای اعطای خون و مغز استخوان باید یک اعطاکننده خون دقیقا همسان پیدا کند به فکر باردار شدن می افتد .

باردارِ “آنا“ که به کمک علم ژنتیک دقیقا همسان با دخترمریضش باشد و بتواند “کیت“ را نجات دهد. او ۱۵ سال با کمک های“ آنا“ ، “کیت“ را زنده نگه می دارد. اما آنا دیگر خسته شده است از زندگی که از بنیاد برای نگه داشتن دیگری بوده است، و می خواهد انتخاب کند. انتخاب سختی که با نارضایتی مادر ، مرگ احتمالی خواهر و فروپاشی خانواده خوش آمدگویی می شود.

جودی پیکولت در داستان ” my sister’s keeper ” به زیبایی درگیریهای ذهنی و احساساتی که هر کدام از اعضای خانواده درگیر آن هستند را به نمایش می گذارد.

مادری که تمام عشق و توجه مادرانه اش را بر روی کودک مریضش گذاشته و دختر و پسر دیگرش را نادیده می گیرد و کیست که مادر را سرزنش کند، چرا که بین توجه به کودکی که هر روز باید تحت تزریق های متفاوت، دیالیز خون و … برود و توجه به دو کودک سالم ، مادر بی اختیار درد آن یکی که آشکار تر است را مرهم می نهد.

خانواده ای که هویتش بر اساس مریضی کیت بنا نهاده شده است. دخترک بیماری که خودش هم آرزو می کند کاش لحظه ای دیگران فراموش کنند که اومریض است وبرخورد انسان عادی را با او داشته باشند. آرزوی زندگی عادی داشتن گویا برای اعضای این خانواده آررزویی دست نیافتنی است.

جودی پیکولت همه اعضای خانواده را بر لبه تیز انتخاب قرار می دهد.انتخابی که هیچ طرف سیاه و سفیدی ندارد. چه ایرادی وارد است به دخترکی که می خواهد از زندگی سایه وار در آید و هویتی مستقل داشته باشد. می خواهد که خودش تصمیم بگیرد برای بدنش ، برای اهدا کردن و بخشیدن قسمتی از بدنش به دیگری. از آن طرف چه ایرادی وارد است به مادری که با چنگ و دندان از زندگی دختر مریضش مراقبت می کند. تراژدی قضیه این است که این دو با تمام حسن نیت و زیبایی اهدافشان در برابر هم قرار گرفته اند . رویارویی دردناکی که برای هر دو طرف خرد کننده است.

جودی در داستان “My sister’s keeper” طیفی از رنگهای واقعی زندگی را نشان می دهد. هر کدام از اعضای خانواده با طیفی متفاوت از درددها،رنجها، توقعات، توجیحات و استدلالها از منظر دید خود، قابل درک و همدردی هستند. در داستان جودی انسان خوب و بد وجود ندارد . همه فقط انسان هستند به مانند زندگی واقعی که سالیان سال است که شیطان و فرشته ای ندارد.

گیرایی داستان به این است که او ساده سازی نمی کند و جواب مسئله را سر راست نمی گذارد توی دستت. “جودی پیکولت” با مهارت پیچ و خم های سختی انتخاب درست را در طیف پیوسته زندگی نشان میدهد. زندگی آدمهایی که اگر معصوم باشند، افسانه ای هستند.

کتاب “جودی” یکی از بحثهای مهم اخلاقی بودن دست کاریهای ژنتیکی را در پس زمینه مطرح می کند . مخصوصا که جرقه اولیه داستان بر اساس واقعیتی مشابه بوده است.

پ.ن.این رو برای “همسفر” نوشتم.

ادامه دارد.

 

  

نوشته شده توسط سالار یار جو در 14:43 |  لینک ثابت   •